پارت ده :
با عصبانیت داد زدم.
_ تو الان چی؟
چشمانش گشاد شد، نگاهی به اطراف انداخت و رفت داخل در را بست. به خانه برگشتم. نمیدانم این عشق دیگر چه مرضی است، مگر سیاوش چه داشت که فرد دیگری نمیتوانست داشته باشد؟ مگر من از زندگی چه میخواستم که کنار فر ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

سادات.۸۲
0مادرش می دونست. چقدر قشنگ♥️